موجود در انبار
درونم دردی مانند نیش زنبور زبانه کشید. نه ، روی سطح بدنم نبود. دردی از درون وجودم را فرا گرفت . آنها چیزی در مورد سابقه خانوادگی خود نمی دانستند. تا به حال کمتر پیش آمده بود که در این رابطه با انها حرف بزنم. می دانم که روزی همه چیز را به آنها خواهم گفت . روزی که آمادگی اش را داشته باشند ، خودم هم باید آماده گفتن باشم . دخترهایم را به جشن رساندم و در آنجا با چند مادر دیگر که آنها نیز بچه هایشان را آورده بودند حرف زدم.
موجود در انبار
در زیر میتوانید پاسخ سوالات خود را بیابید. در غیر این صورت از ما بپرسید، ما همیشه به سوالات شما پاسخ خواهیم داد. (جهت ویرایش این قسمت به پیکربندی پوسته > تب متفرقه > سوالات متداول مراجعه نمایید.)
هنوز بررسیای ثبت نشده است.