موجود در انبار
بالای سرم ماه از میان درختان سرک کشیده و نور نقره ای خود را بر سرتاسر حوضچه انداخته بود. برگ هایی که بر روی آب حوضچه افتاده بودند ، گویی روی سطح آب اسکیت می کردند ، درست مثل ماهی کپور که در زیر آب شیری دزدکی حرکت میکند . یک هفته ی دیگر ، شاخه های بسیاری از این درختان برهنه خواهد بود . شاید یک ماه دیگر پوششی از برف تن عریان این شاخه ها را بپوشاند.
برگ قرمز شده ی افرایی که به قرمزی گل رز بود و لبه هایش پیچ خورده بود برداشتم . گنج واقعی این است ، نازک و چین خورده ، مثل پشت دستان مادربزرگ. فضایی در سینه ام گشوده شد .
درست همین حالا ، هر چیزی که نیاز دارم همین جاست. کاملا حس خشنودی دارم ؛ ولی کمی رگه های غم در آن رخنه کرده است . چون می دانم احساسات این لحظه هرگز برنمیگردند. این دنیای وابی سابی است.
موجود در انبار
در زیر میتوانید پاسخ سوالات خود را بیابید. در غیر این صورت از ما بپرسید، ما همیشه به سوالات شما پاسخ خواهیم داد. (جهت ویرایش این قسمت به پیکربندی پوسته > تب متفرقه > سوالات متداول مراجعه نمایید.)
هنوز بررسیای ثبت نشده است.